شوشيناك( اينشوشيناك ) : نخستين خداي شهروندان شوش در عهد ايلاميان كه داراي معبد هايي در این شهر بوده است.
حفاریهای انجام گرفته در شوش موید این حقیقت است که شولگی کارهای ساختمانی گستردهای را برای معبد این ـ شوشینک، ایزد نگاهبان شوش، انجام داده است. در کتیبهای سنگی، شولگی بیان میکند که او "پادشاه نیرومند اور، سومر و اکد" معبدی را برای "سلطان خویش، ایزد این ـ شوشینک " برپا ساخته است.44 افزون بر این، هدایای وقفی شولگی به این معبد بسیار متعدد بود. تعدادی از این هدایا برجای مانده است. پادشاهان بعدی ایلامی آنها را به عنوان هدایای وقفی در زیر پی معبد پنهان ساختند.45 شولگی همچنین مکان مقدسی را برای الههای در شوش برپا ساخت. دو تن از صاحب سومری او، گرزی را که بسیار استادانه ساخته شده بود46، به نام فرمانروای خود به این (بانوی شهر) هدیه کردند. همچنین مهره عقیق از شوش پیدا شد، که شولگی آن را «برای سلامت همسر خویش ... به مادر خود، ایزد بانو نین. گال» (بانوی بزرگ، همسر ایزد سومری ماه) اهدا کرده است.47 امکان دارد که این چهره به هنگام غارت اور به دست ایلامیها به شوش آورده شده باشد.

از شهر شوش چه مى دانيد؟ تا چه اندازه جاذبه هاى طبيعى آن را مى شناسيد و دوست داريد تا اين شهر باستانى را به تماشا بنشينيد؛ زير يك آسمان بلند و سرشار از ستاره كه خاص اين سرزمين رويايى است.شوش يكى از كهن ترين مراكز تمدن در جهان است. در نتيجه كاوش هاى باستان شناسى در اين منطقه آثار مربوط به دوران ماقبل تاريخ كشف شده است. اولين قومى كه شوش را رونق بخشيد، عيلامى ها بودند. در دوران تسلط اين قوم شوش به پايتختى برگزيده شده بود. پس از تسلط هخامنشيان نيز شوش عظمت خود را حفظ كرد و داريوش هخامنشى آن را به عنوان پايتخت زمستانى برگزيد و تا اوايل تسلط مسلمانان، شوش همچنان رونق و اعتبار داشت. قلعه معروف شوش در سال ۱۸۹۸ توسط مورگان بر روى قسمت شمال تپه آكروپل احداث شد. نام باستانى شوش «شوس» يا دشت «سوسيانا» بود كه بعدها به شوش معروف شده غرب ايران محسوب مى شود. قلعه آكروپل يا قلعه شوش روى بلندترين نقطه شهر شوش بنا شده و شباهت بسيار زيادى به زندان باستيل فرانسه دارد. اين قلعه با استفاده از آجرهاى به دست آمده از كاخ داريوش و تعدادى از آجرهاى منقوش به خط ميخى چغازنبيل، به دست استادان دزفولى بنا شده است. مجسمه معروف ملكه ناپير اسوستون، قانون نامه حمورابى و ليوان مشهور سفالى شوش به رنگ نخودى و نقش بزكوهى، از مهمترين آثار به دست آمده از تپه آكروپل است.اما اگر شوش و همه تاريخ پهن شده روى دشت اين سرزمين را ديديد سراغى هم از موزه شوش بگيريد. موزه شوش در ميان باغى بر سر راه قلعه باستانى شوش و روبه روى بقعه دانيال نبى قرار گرفته است. بناى اوليه موزه همزمان با شروع حفارى هاى شوش و با به كارگيرى آجرهاى به دست آمده از حفارى هاى شوش و چغازنبيل ساخته شده و طى سال هاى بعد قسمت هايى نيز به آن افزوده شده است. موزه شوش در سال ۱۳۴۵ گشايش يافته است.
شوش شهري با 5/6 كيلومتر مربع مساحت در 115 كيلومتري شمال غربي اهواز بين 32 درجه و 2 دقيقه عرض شمالي و 47 درجه و 1 دقيقه طول شرقي نسبت به نصف النهار گرينويچ قرار دارد. بلندي شهر شوش از سطح دريا 87 متر و فاصله هوايي تا تهران 479 كيلومتر است. فاصله زميني شوش تا تهران 766 است. حدود 1329 هـ . ش به بخش تبديل شد، شهر باستاني شوش از مراكز تمدن قديم، از معروفترين شهرهاي دنيا، پايتخت چند هزار ساله مملكت عيلام و همچنين پايتخت زمستاني امپراطوري هخامنشي بوده است.
حمدالله مستوفي خالق مزهه القلوب، بناي آنرا به مهلاييل بن قنيان بن انوش بن شيث بن آدم ابوالبشرنسبت داده است و مي گويد: اين اولين شهري است كه در خوزستان بنا كردند و هوشنگ بر عمارت آن افزود و قلعه ساخت و بر آن قلعه قلعه اي ديگر در عنايت استحكام .
و شاپور ذوالاكتاف تجديد عمارت آن شهر كرد و شاهپور خره خواند. در طبقات پايين تر اين شهر آثاري بدست آمده كه باستان شناسان آنها را مربوط به 8 هزار سال پيش مي دانند، نام اين شهر در تورات شوش يا شوشن آمده است.
حمزه اصفهاني شوش را چنين توصيف نموده است: شوش به معني شهر زيبا، باصفا، خوب ولطيف.
در تورات و قاموس موسي درباره شوش آمده است: شوشن يا شوشان در عبري به معني زنبق بوده، در يونان سوسناي مي گفتند و نام هاي ديگرش « سوسا»، «سوس» بوده، قسمت بزرگي از ولايت شوش و ايلام را هم « سوسيانا » يا « سوزيانا » مي گفتند.
شوش يا سوسن نام همه گياهان تيره سنبل و زنبق و نرگس و اسپرغم به شمار مي رود. شوش در قرون وسطي آباد و مركزي بزرگ خوزستان بوده است كه در آن روزگار چندين شهر، آبادي و حومه داشته و در آن شهر قلعه اي محكم و قديمي، بازارهايي با شكوه و مسجدي با ستونهاي گرد وجود داشته اند.
اين شهر به داشتن منسوجات ابريشمي خام، نارنج، ترنج، انار و نيشكر معروف بوده است.
گفته اند آرامگاه دانيال پيامبر خدا در بستر رود كرخه واقع است كه شهر شوش در كنار آن بنا گرديده. در سال 17 هـ. ق شوش به تصرف اعراب در آمد. در دوره اسلامي نيز مدتها از شهرهاي پرجمعيت و پر رونق بود، هنگامي كه مركز خوزستان به اهواز منتقل شد شوش اهميت خود را از دست داد.
شوش همچنين از نظر اقتصادي هميشه مقام اول توليد كالاهاي استراتژيك همچون گندم و ذرت را در استان كسب مي كند. شكر و كاغذ نيز از مهمترين صنايع منطقه به حساب مي آيد كه محصولات شركتهاي طرح نيشكر هفت تپه و كارخانه كاغذ پارس و قند دزفول مي باشند.
اين شهرستان به لحاظ شرايط اقليمي و جغرافيايي و با داشتن سه رودخانه مهم كرخه، شاوور و دز و جنگلهاي حاشيه آنها زيست گاه مناسبي براي گونه هاي جانوري از قبيل گوزن زرد ايراني كه در نوع خود در دنيا بي نظير مي باشد.

در ابتداي تاريخ بشر که انسان متمدن با اختراع ذوب فلز و خط به پيشرفت چشمگيري دست يافته بود منطقه بين النهرين جايگاه ويژه اي داشت. سه تمدن مشهور در اين قسمت در جوار يکديگر مي زيستند:آشوري ها ، ايلامي ها و بابلي ها . شوش پايتخت ايلام از موقعيت ممتازي برخوردار بود. ايلام در واقع تلفظ آشوري سرزمين هل تم تي به زبان ايلامي است و هل تم تي به معناي سرزمين خدايان است. دلايل اصلي پيشرفت ايلامي ها و پايتخت آنان شوش از حدود 7000 سال پيش به اين شرح است:
1- دلايل ژنتيکي مبتني بر هوش ذاتي
2- دلايل اقليمي و مناسب بودن جلگه خوزستان براي کشاورزي و دامپروري
3- رقابت با تمدنهاي مجاور خصوصا" تمدنهاي بين النهرين.
به اين ترتيب ايلامي ها توانستند براي هزاران سال در پايتخت خود شوش قدمهاي بسيار موثري براي پيشرفت خود و تمدن بشر بردارند، به طوريکه پيشرفت خط، معماري، ذوب فلزات و شيشه و هنر پيکر تراشي همگي مديون مردمان ايلام است. گستره سرزمين ايلام گاهي بسيار وسيع بوده است به طوريکه گاهي تمامي تمدن هاي بزرگ اطراف خود را مطيع خويش مي ساختند و تمدن آنها تا مرزهاي مصر گسترش مي يافت. در آن هنگام شوش علاوه بر پايتخت بودن يک شهر مذهبي و کانون عبادي تمام عيار محسوب مي شد.آثاري که از شوش، هفت تپه، چغازنبيل و ايذه به دست آمده است حقايق زيادي را در مورد نوع زيست و نگاه ايدئولوژيک آنها روشن ساخته است اما بسياري از سوالات راجع به تمدن ايلامي هنوز در پرده ابهام باقي مانده است.
از ميان آثار باستاني شوش در دوره ايلامي پيکره خدايان جايگاه ويژه اي دارد. يک نمونه که در موزه لوور نگهداري مي شود و از جنس طلاست بسيار چشمگير است. جام معروف شوش که چند نمونه از آن در اکتشافات باستاني به دست آمده است و يک نمونه آن در موزه لوور فرانسه نگهداري مي شود اثري بسيار زيبا و سمبوليک است. نوع اغراقي که در تصاوير روي جام به کار رفته است انسان را به ياد سبک هاي هنري معاصر مثل کوبيسم مي اندازد. معبد چغازنبيل و آثاري که در آن کشف شد اوج درخشش تمدن ايلامي را نشان مي دهد. حفاري ها و پژوهش هاي آقاي گيرشمن در ابتداي قرن گذشته نشان داد که ايلامي ها از عناصر طبيعي مثل شيشه ، قير ،فلزات و لعاب کاشي در ساختمان سازي استفاده مي کردند. استفاده از چرخ در ابعاد بزرگ و ايجاد شکافهاي موازي روي زمين به مثابه ريل از ديگر ابتکارات بي نظير ايلامي ها بوده است. نوع روابط اجتماعي و شيوه هاي قانون گذاري نيز در دوره ايلامي بسيار جالب توجه است و زمينه اي بسيار جالب و بکر براي پژوشگران تاريخي است.

پس از سقوط ایلامی ها شوش برای مدتی اعتبار و شکوه خويش را از دست داد اما با ظهور بزرگترين سلسله تاريخ یعنی هخامنشيان و به دليل علاقه و رابطه آنها با ایلامی ها ، شوش بار دیگر اعتبار و منزلت بسیار یافت. در این زمان شوش به مدت چهار قرن به عنوان مهمترین پایتخت هخامنشیان در جهان شناخته می شد. پادشاهان هخامنشی بناهای باشکوه بسیاری در شوش ساختند و سفرای سیاسی کشورها در شوش به دیدار شاه می رسیدند. پيوند و تعهد ملل مختلف در ساخت بناهای شوش در آثاری که به دست آمده مشهود است. داريوش در کتيبه ای در شوش می گويد : "به یاری اهورامزدا کاخ با شکوه شوش را بنا کردم".
دشتهای حاصلخيز شوش دير زمانی شاهد حرکت سربازان هخامنشی برای فتح مصر و یونان بود و جهان متاثر از فعاليت های سياسی بود که در شوش اتفاق می افتاد. و شوش که در آن زمان چندين هزار سال از عمر خود را سپری کرده بود به بالاترين موقعيت سياسی رسيد. اما با حمله اسکندر به ايران و شکست آريوبرزن در جنگ با يونانیان و ورود آنان به شوش ، اين شهر ديگر هرگز آن شکوه و عظمت را بازنيافت. نقل است که اسکندر در شوش دستور داد تا سردارانش از دختران نجيب زاده ايرانی همسرانی برای خود برگزینند. سربازان اسکندر قبل از عزيمت ايشان به فلات مرکزی ايران، بسیاری از آثار باشکوه هخامنشی در شوش را ويران کردند و شهر در غم شکست ايرانیان به سوگ نشست.
پس از روی کار آمدن سلوکيان شوش به عنوان یک مرکز تجاری ، به صورت تقريبا" مستقلی اداره می شد. چنين وضعيتی تقريبا" تا پايان دوره اشکانی حاکم بود. از معدود آثار مکتوبی که از سلوکيان به دست آمده ، کتيبه هایی است که در شوش یافت شده است. سلوکيان برای ايجاد ارتباط تجاری قوی تر ميان شوش و سرزمين های دیگر اقدام به کانال کشی رودخانه کارون(ائولایوس) نمودند. و بدین ترتيب ادویه و کالا از هند و عربستان از طریق دریا در بازار شوش تجارت می شد. سکه های یافت شده در شوش حقايق زیادی از دوره سلوکیه و اشکانی روشن ساخته است. در دوره پارتيان شوش متاثر از کشمکش ايران و روم بود و یونانیان به همراه بقایای ایلامی و یهودی و سایر ملل ساکن در شوش اکنون قسمتی از کشور پهناور اشکانی بودند.
در دوره ساسانيان شوش به همراه شوشتر و جندي شاپور به عنوان مراكز اقتصادي توليد و صادرات ابريشم به اقصي نقاط جهان مطرح بودند. در ابتداي دوره ساساني و اواخر پادشاهي شاپور دوم شورش و نافرماني بوجود آمده در شوش بوسيله حمله شاپور با فيل فرو نشست و شهر به ويرانه اي مبدل شد كه آثار آن هنوز در شوش وجود دارد. پس از اين حادثه شهر شوش به "ايران خره شاپور "به معني شكوه ايران به دست شاپور تغيير نام داد و در شمال شهر شوش شهر "كرخادي لادان" ساخته شد كه بعدها به " ايران آسان كر كواد " به معني كواد ايران را آرام ساخت تغيير نام داد. در اين زمان پس از شكست روم از ايران و انتقال اسراي رومي به شمال خوزستان اين منطقه تحت تاثير حضور آنان قرار گرفت. با نفوذ مسيحيت شوش به قسمتي از نواحي اسقفي قرار گرفت. با ظهور ماني و آيين او تمام منطقه غرب و شرق تحت تاثير آيين او قرار گرفت و در نهايت ماني در زمان بهرام يكم و با فشار موبدان در زندان بيلاباد (گندي شاپور) از توابع شوش كشته شد.